Saturday, 13 August , 2022
امروز : شنبه, ۲۲ مرداد , ۱۴۰۱ - 16 محرم 1444
شناسه خبر : 3687
  پرینتخانه » آخرین اخبار, فرهنگی, ویژه تاریخ انتشار : 26 خرداد 1399 - 17:36 |

ناگفته‌های هنرمند اورمیه‌ای از مهاجرتش به تهران

سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر به پایان رسید و بنابر تصمیمی که از پیش گرفته بودیم بعد از تعیین فیلم های برگزیده ی بخش سودای سیمرغ بپردازیم به فیلم حالا خورشید آقای مجید مجیدی که توانست جایزه ی سیمرغ بلورین بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه و بهترین طراحی صحنه را کسب کند.
ناگفته‌های هنرمند اورمیه‌ای از مهاجرتش به تهران

به گزارش پایگاه خبری اورمیه، در همین راستا گفتگویی را ترتیب دادیم با آقای بابک لطفی خواجه پاشا هنرمند خوش قریحه و آتیه دار اورمیه ای که بعد از فیلم سینمایی محمد رسول الله ساخته ی مجید مجیدی دومین تجربه ی دستیاری خود را در کنار ایشان را داشته اند.

  • سوال : آقای لطفی برای شروع بهتر است یک بیوگرافی از خودتان را برای مخاطبانی که احیانا ممکن است با شما آشنایی نداشته باشند ارائه کنید؟
    سلام خدمت شما دوست گرامی، من بابک لطفی خواجه پاشا هستم، اصالتا اهل اورمیه، روستای قره حسنلوی خواجه پاشا.
    کار هنری من با حضور در تئاتر آغاز شد و کارهایی را در همین راستا به روی سن در شهرهای تهران و کرج و اورمیه برده‌ام که بخش عمده  آن در اورمیه بوده است.
    البته مدتی را هم به عنوان مدیر هنری شهر در مجموعه  شهرداری اورمیه افتخار خدمت رسانی به همشهریانم داشته و مدتی نیز به عنوان مسئول امور هنری در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی مشغول به کار بوده‌ام و دبیری جشنواره ی تئاتر صلح و خوش صدا را نیز عهده‌دار بودم.
    همچنین دو سریال را نیز برای شبکه استانی آذربایجان ساخته و پیش از این سابقه دو دوره حضور در جشنواره  تئاتر فجر را نیز در کارنامه  خودم داشته‌ام اما در اصل من بابک لطفی خواجه پاشا هستم از روستای قره حسنلوی اورمیه.
  • سوال : مایلم یک راست به سمت اصل مطلب بروم اگر موافق باشید، چه اتفاقی منجر شد که بابک لطفی بعد از سال ها کار در زمینه تئاتر و مجموعه های تلویزیونی در شهر اورمیه راهی تهران شود؟
    من همواره در زندگی علاقمند بوده‌ام که به اهدافم برسم.
    هرگزاز یک جا و آرام ماندن، سکون و داشتن یک زندگی خطی باب میلم نبوده، به همین دلیل برای رسیدن به سمت اهدافم، تلاش کردم همواره در حال حرکت باشم که صد البته سینما و تئاتر جزو اهداف من در زندگی ام بوده است.

در این راستا تهران مجال بهتری برای حضور و تولید فیلم های سینمایی دارد و این موضوع مرا تا حدی راضی می کرد و بعد از مشورت با همسرم و پذیرش یشنهاد توسط ایشان از اورمیه به تهران کوچ کردیم و با مستفر شدن در آنجا، کار سینما یعنی علاقه ام را ادامه می دهم
.نکته ای را لازم است ذکر کنم ،من هرگز اهل پشت میزنشینی نبوده ام و همواره و هر زمانی که پشت میز نشسته ام اعتقاد راسخ قلبی ام در همان لحظات با چیرگی خاصی به من قبولانده است که برای کار دیگری پای به این دنیا گذاشته ام.

  • سوال: برای ما از تجربه ی حضورتان در کنار کارگردانان بزرگ ایران بگویید؟
    قبل از هرچیزی ذکر این نکته لازم است که باید پذیرفت که انسان‌ها بی دلیل دارای جایگاه متفاوت و بهتر در جامعه و خصوصا جامعه  جهانی نمی شوند و آقای مجیدی یا آقای میرکریمی که هم به عنوان دستیار کارگردان و هم به عنوان بازیگر در پروژه های حالا خورشید و آگاه در زمینه ی سینما بوده و خودشان هم انسان های بسیار خوب و متینی هستند و مهم تر از همه دغدغه  اجتماع دارند و همین مشخصه در حقیقت ایشان را تبدیل به یک فیلمساز موفق نموده است.
    رضا میرکریمی روحیه ای لطیف دارد،دکوپاژ را می داند و زندگی و روابط جاری در آن را بسیار خوب می شناسد. مجید مجیدی تحلیلگری ست که جهان کودکان را می شناسد و کودکان برای او موجوداتی بسیار معصوم هستند و در تجزیه و تحلیل دنیای کودکان و روابط جهان آن ها کارگردانی چیره دست است.بودن من در کنار این دو عزیز تجربه ای گرانمایه بود که من خداوند را از این بابت بسیار شاکر و سپاسگزارم.
  • سوال : آقای لطفی کمی درباره آقای نصیریان به ما بگویید. استادی که این روزها و با رخت بر بستن استاد محمدعلی کشاورز تک ستاره پنج تن سینمای ایران هستند که امیدواریم سایه شان همچنان بر هنر ایران زمین جاری بماند؟
    آقای نصیریان بازیگری فوق العاده هستند و امیدوارم هرچه زودتر شما فیلم حالا خورشید را تماشا کنید تا این موضوع را تایید کنید که در این فیلم استاد چقدر متبحرانه نقش بازی کرده اند و یک بازی به‌یادماندنی را از خویشتن به یادگار گذاشته اند.

من با جرات می توانم بگویم که این نقش در فیلم حالا خورشید یکی از سه نقش برتر استاد در طول بازیگری ایشان بوده و ادعا می کنم آقای نصیریان به شدت حرفه ای هستند و نظم برای ایشان در اولویتی تمام و کمال می باشد.
ای کاش می شد مستندی از حضور ایشان در همین فیلم حالا خورشید ساخته شود تا به هنرجویان تاتر و سینما گفت که بازیگر چگونه باید باشد و چگونه رفتار کند و چگونه می توان به اخلاق حرفه ای و رفتار و منش انسانی رسید. می توان در سینما بزرگ بود، اما سخت است این بزرگی و از دید من آقای نصیریان واجد این شاخصه ها به صورت تمام و کمال است.

  • سوال : اجازه بدهید کمی به عقب برگردیم .به فیلم قصر شیرین و بودن شما در میان بازیگران این فیلم و حضورتان در پروژه ی عظیم محمدر (ص).برای ما در این باره کمی توضیح دهید؟
    بازی در قصر شیرین پیشنهاد و لطف آقای میرکریمی بود. صحبت هایی شد و نهایتا تصمیم بر این گرفته شد که نقش مامور راهور را من عهده دار شوم و از این بایت از ایشان سپاسگزاری می کنم.
    برای نقش همین مامور نزدیک به ۸۰ نفر از بازیگران خوب سینما بخاطر وسواس شدید آقای میرکریمی در انتخاب بازیگران برای کاراکترها تست داده بودم و نهایتا من عهده دار نقشی شدم که افتخاری بود در کارنامه سینمایی و هنری من.که صد البته من در فیلم خورشید آقای مجیدی هم بازی کرده ام که اولین بار و در این مصاحبه عنوان میشه که امیدوارم همشهریان و هموطنان از آن لذت ببرند که نقش معلم بچه ها در مدرسه بوده است.

شرایط حضور من در پروژه ی محمد(ص) باز می گردد به تست هایی که عزیزان دست اندرکار برای انتخاب بازیگران در شهر های مختلف انجام می دادند.
من ابتدا در کرج و سپس در اورمیه با این دوستان دیدارهایی داشتم که یکی از دوستان من یعنی محمد جان عسگری عزیزم به عنوان بازیگر نقش ابولهب در این پروژه انتخاب شد که که در این اثنا تصمیم بر این می شود که از محمد به عنوان دستیار آقای مجیدی هم استفاده شود  و من به عنوان دستیار بعدی با اطلاعی که محمد عسگری پیدا می کند و پیشنهاد من به عنوان دستیار می دهد انتخاب می شوم و در این کار با شکوه در کنار آقای مجیدی و استرارو و کرکا که از طراح صحنه های چیره دست جهان سینما می باشند تجربه ای ارزنده را کسب نمایم .

  • سوال آخر : کاری که شما اجام دادید اثبات این موضوع بود که بودن و ماندن و رشد کردن در شهرستان لزوما دلیلی بر عدم پیشرفت نمی باشد.این باور از کجا ناشی می شود ؟
    من افتخار می کنم که روستایی هستم و این اصالتم را همواره ارج نهاده ام.
    بچه هایی که از شهرستان می آیند درد را می دانند و اسیر بزرگی های پوشالی شهرهای بزرگ و تصنع های پر زرق و برق آن نشده اند.
    از عباس کیارستمی تا اصغرفرهادی که اشاره کردید تا همین سعید روستایی همه شان زاده ی شهرستان و روستاهایی هستند که آمدنشان از آن جا به هیچ وجه لطمه ای به کارشان وارد نکرده است .تا زمانی که نمی دانیم سینما چیست و هنر برای چه متولد شده است و چه نقشی را می تواند در جامعه ایفا کند افکاری چون بودن در تهران و مشروط کردن موفقیت به بودن در تهران و تولد در آن جا رهایشان نمی کند .شهرستانی بودن دلیلی بر عدم موفقیت نیست.باید تلاش کرد،آن هم تلاشی خیلی زیاد توام با اخلاق حرفه ای.فضای حرفه ای فضایی سخت است و این دریای متلاطم ناخدایی سخت کوش طلب می کند برای رسیدن به ساحل موفقیت در سینمایی که خیلی ها در آرزوی رسیدن به آن هستند و من هم همچنان در حال تلاش خواهم بود.
نویسنده : هادی کریمی راد
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۱
  1. یاشاسین آذربایجان
    یاشاسین اورمیه
    یاشاسین ۶۰طناب محله سی، اوشاخلاری

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.